اسكندر بيگ تركمان

169

تاريخ عالم آراى عباسى ( فارسى )

بود بين الجمهور بحكيم كوچك اشتهار دارد و در آن شهر از ساير اطباء امتياز تمام داشت و در تشخيص مرض و احوال مرض منفرد بود و اگر مريض خبطى زده بود بىآنكه بسؤال احتياج داشته باشد از ديدن نبض ادراك آن خبط نموده اظهار ميكرد كه اين كوفت از اكل و شرب غذاى كذا و شربت كذا است ونكسى اگر واقع شده بود سبب آن را اظهار ميكرد و اكثر اوقات مطابق واقع مىافتاد و اين شيوه را بسرحد اعجاز رسانيده بود . جناب حكمت مآب در زمان سلطنت اسمعيل ميرزا در خدمت او قرب و منزلت تمام يافته از جملهء مقربان و محرمان حريم عزت گرديد و از ساير اكفاء و اقران بشرف قرب و منزلت امتياز داشت و در زمان نواب سكندر شأن كه امير خان موصلوى تركمان كه حاكم تبريز بود و امير الامراء آذربايجان جناب حكمت مآب در سلك ملازمان خان درآمده در خدمت او تقرب تمام داشت . بعد از واقعه امير خان چون از هوا خواهان او بود نواب جهانبانى التفاتى به حال او نكرد اما در زمان اعلى شاهى ظل اللهى ترقى تمام كرده از محرمان حريم قدس گرديد و بالاخره بمفهوم اين مصراع كه « محرم بيك نقطه مجرم شود » گرفتار آمده پيمانهء حيات را كه از شربت ناگوار ممات لبريز شده بود لاجرعه بسركشيده بسر بستر فنا غنود . حكيم يار على طهرانى مشهور بحكيم خيرى مرد فاضل صاحب حال و از اصحاب فضل و كمال و بسيار خوش صحبت و شكفته طبع و مطايبه دوست بود و شاه جنت مكانرا توجه و التفات تمام بمشار اليه بود و به خدمت معالجه غرباء و مردم بىمؤنت گشته رتق و فتق شربتخانهء خيرى به آن جناب تعلق داشت . بدينجهت بحكيم خيرى مشهور شده بود و دو پسر قابل داشت حكيم نورالدين على و حكيم شرف هر دو مورد تربيت پدر بودند و در خدمت مرجوعه معاونتش مينمودند مرد سخى طبع مهمان دوست بود در آخر ايام حيات او و پسرانش هر دو از زراعت و عمارت و محصول حلال خود سفرهء درويشان بر سر راه گشود ، به خدمت اعزه و آينده و رونده قيام مينمودند . مير روح الله قاضى جهانى كه از سادات عظيم القدر سيفى حسينى قزوين است اوصاف حميدهء والد وجد او از غايت شهرت از بيان مستغنى است آثار جلالت و بزرگى از ناصيهء احوالش ظاهر و نمايان و باخلاص رضيه و اطوار مرضيه بين الاكابر و الاعيان موصوف و بحليهء فضل و دانش آراسته بوفور قابليت و استعداد پيراسته بعد از اكتساب علوم متداوله ذوق علم طب يافته درين فن شريف مهارت تمام داشت اگرچه بمعالجهء مرضى كمتر پرداختى اما تصرفاتش در معالجات عمل و امراض پسنديدهء خواص اطباء مىافتاد طبيب زادگان اكثر در خدمت او مباحثه علم طب نموده بشاگردى او افتخار ميكردند . شكسته نستعليق را بسيار خود مينوشت . در زمان نواب سكندر شأن در قزوين سقم بر مزاجش مستولى شده طبيب قضا دست تصرف از معالجهء بدنش كوتاه كرده در عالم جوانى مقيم عالم جاودانى گرديد ديگر اطباء حاذق در ممالك بودند مثل حكيم نور الدين على يزدى و مير ابوالقاسم شيرازى و حكيم علاء تبريزى و اطباء اصفهانى چون غرض تعداد ملازمان ركاب اقدس شاه جنت مكان و اعزه اردوى معلى بود زبان قلم را از توصيف كل آنها كشيده داشت و بذكر احوال ساير مستعدان پرداخت .